فریمان گلم مامانی عاشقتمو هر لحظه بیشتر از قبل عاشقت میشم قربونت برم مامانی امشب به مناسبت عید غدیر با هم کیک شکلاتی پختیم تخم مرغ هاش رو خودت با اون دست های کوچولوی نازت شکوندی و ریختی توی ظرف آرد و آبش رو هم خودت اضافه کردی و از همون لحظه که گذاشتممش توی فر هی پرسیدی مامان پخت ؟ فکر کنم اولین بار بود که درست میگفتی قبلا میگفتی مامان پزید وقتی هم پخت هی تند تند پشت سر هم میگفتی مامان شمع بذار روش میخوام فوت کنم مامان شمع بذار ...قربونت بره مامان که اینقد شمع فوت کردن رو دوست داری منم مجبور شدم هول هولکی یکم روش پودر قند بپاشم و با بریلوی آلبالویی روش چند تا قلب و نگین های توپ توپی قرمز بذارم و شمع ها رو فرو کنم توش تا برای ...